أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

12

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ] تا رسول صلّى اللّه عليه و آله توقّع نكند و دل عزيز خود را در بند ايمان ايشان ندارد آنگه گفت : آن كافرانى كه تو عهد از ايشان بستدى و ايشان بنو قريظه بودند كه با رسول صلّى اللّه عليه و آله عهد كردند كه : با او قتال نكنند و كس را بر وى يارى ندهند ، ايشان بيكبار عهد بشكستند و مشركان مكّه را بسلاح يارى دادند چون رسول صلّى اللّه عليه و آله كس فرستاد بايشان و ايشان را ملامت كرد گفتند كه : ما را فراموش بود خطا كرديم ديگر باره عهد كردند باز روز خندق آن عهد را بشكستند و با مكّه آمدند و با مشركان همدست شدند و با رسول صلّى اللّه عليه و آله كارزار كردند حقّ تعالى گفت : آن كافرانى كه تو از ايشان عهد بستدى و ايشان هر بار كه عهد كردند بشكستند و نترسيدند از عاقبت كار خود پس اگر تو ايشان را در كارزار بيابى و برايشان دست يا بى با ايشان كارى كن كه ديگران از آن پراكنده شوند ، و عبرت گيرند كسانى كه پس از ايشان باشند و سخن ايشان بازگويند ؛ تا باشد كه چون عبرت گرفته باشند ايشان عهد نشكنند و از شكستن عهد و عقوبت آن حذر كنند و هيچكس را دليرى و ياراى آن نبود كه غدر كند ، و اگر بترسى و گمان برى اى محمّد كه قوم با تو خيانت كنند و عهد را بشكنند بآياتى كه ترا ظاهر گردد چنان كه بنو قريظه كردند تو نيز عهد ايشان با ايشان‌اند از براستى و ظاهر و آشكارا تا ايشان نيز دانند كه تو حرب ايشان را مىسكالى و گمان نبرند كه تو بر عهدى ؛ كه اگر آشكارا نكنى و ايشان گمان برند كه تو بر عهدى و ساز حرب ايشان كنى اين مانند غدرى باشد و سويّت نباشد و سويّت « 1 » آن باشد كه ايشان از تو همان دانند كه تو از ايشان دانى ، و خيانت

--> ( 1 ) نص عبارت ابو الفتوح در اينجا نسبت بكلمهء [ سَواءٍ ] مذكور در آيه اين است ( ج 2 ص 543 ) : « [ عَلى سَواءٍ ] براستى در او دو قول گفتند : يكى آنكه على استواء تا ايشان نيز دانند كه تو بر حرب ايشانى نه گمان برند كه تو بر عهدى و تو بر حرب باشى آنگه ساز نكنند و اين مانند غدرى باشد و اين سويت در علم باشد يعنى ايشان از تو آن دانند كه تو از ايشان دانى بر سويت . قول ديگر آنست كه [ عَلى سَواءٍ ] اى على عدل ؛ قال الراجز فاضرب وجوه الغر و الاعداء * حتى يجيبوك الى السواء أى الى العدل و ميان كار را « سواء » گويند لاستوائه الى الطرفين و قال اللّه تعالى : فى سواء الجحيم أى فى وسطها ( تا آخر كلمات او كه به آنها استشهاد نموده است ) » .